تو يا من!

دستانم آنچنان در دستان تو به تکاپو می افتد گويی بدون آن قدرت حرکت ندارد.

قلبم چنان در حضور تو به تقلا می افتد گويی بی تو يارای تپش نداشته.

چشمانم آنچنان در چشمان تو تجلی پيدا کرده که گويی بی تو توان ديدن ندارد.

به قدرت دستان خسته ام ، و توان قلب ترک خورده ام ، و چشمان خيسم دوستت دارم.

توعشق من، روح من و هستی منی.

آيا من و تو از هم جدائيم؟

  
نویسنده : ترانه ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٢


هوس سفر

دل من گرفته اينجا هوس سفر نداری ز غبار اين بيابان؟!

  
نویسنده : ترانه ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٢


نگاه عشق

بهترين چيز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق، تر است.

  
نویسنده : ترانه ; ساعت ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٢